علي بن حسين انصارى شيرازى

294

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

هست و مدل وى فوتينج نهرى بود و گويند بدل آن نيم وزن آن دانهء حنظل بود و وزن آن عدس عدس الماء صاحب منهاج گويد پرسياوشان بود و صاحب جامع گويد طحلب بود و گفته شد و ابن مؤلف گويد آن سبز بود مانند دانهء عدس كه بر روى آب ايستاده باشد صاحب تحفه مىنويسد : نوعى از طحلب بود كه خرء الصفادع گويند غدبه كزمازج است و جزمازج و گفته شد عرب بلغت اهل نجد قصب بود و گفته شد عرق الانجبار در انجبار گفته شد عرعر سرو كوهى بود كوچك و بزرگ بود بشيرازى آن را رهل خوانند و گويند درخت وى گرم بود در سئوم و خشك بود در اول و ملطف و مسخن بود دخان كردن وى گزندگان بگريزند و نافع بود جهت اختناق رحم و سده بگشايد و حيض براند و دفع گزندگى جانوران بكند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : عرعر بفتح دو عين و سكون دو را لغت عربى است به فارسى سرو كوهى و بشيرازى رهل و بسريانى سروبياجبلا و برومى قرنوس و بيونانى سروثمارون و اروس و سرونمارون نيز نامند و آن دو نوع است يكى بزرگ و از سرو كوتاهتر و ثمر آن به قدر فندقى و با اندكى شيرينى و دوم كوچكتر و ثمر آن به قدر باقلا و مستدير و گفته‌اند ثمر عرعر غير ثمر ابهل است و بعضى ابهل دانسته و بعضى گفته‌اند شربين از آن بهم مىرسد لاتين JUNIPERI COMMUNIS BACCAE فرانسه BAIES DE GENIEVRE انگليسى JUNIPER عرار بهار بود و گفته شد عرطنيثا مستعمل از وى بيخ آن بود و آن را اهل شام هدو خوانند و اهل مشرق قليقى و بعضى غلج گويند و بشيرازى چوبك اشنان گويند و در آذربو گفته شد و بدل آن زراوند طويل بود و به وزن آن فوتينج بود و دانهء اترج به وزن آن عروق الصفر عروق الزعفران و عروق الصباغين نيز گويند و آن دو نوع بود كوچك و بزرگ و بپارسى زردچوبه گويند و به عربى هرد و كوچك وى مانند ماميران بود و گفته شد و طبيعت وى گرم و خشك بود در سيوم و گويند در دويم و در وى جلاى قوى بود و خائيدن وى درد دندان را نافع بود و عصارهء آن درد چشم را نافع بود و روشنائى چشم بيفزايد و سفيدى ببرد و با شراب سفيد و انيسون آشاميدن يرقان را كه از سدهء جگر بود نافع بود و اگر بكوبند و بر ريشها پاشند خشك گرداند و در چشم كشيدن قوت